تغییر به وضعیت برتر گام ششم هدف(قسمت دوم)

تغییر به وضعیت برتر گام ششم هدف(قسمت دوم)

در ادامه مطلب جذاب تغییر به وضعیت برتر گام ششم هدف(قسمت دوم) می پردازیم به ستون های اصلی هدف که می تواند تاثیر به سزایی در مسیر موفقیت بگذارد. بیزکالا یکی از مراجع آمورشی و به روز برای مطالب مفید بازاریابی شبکه ای می باشد.

اما مغز دوم یا مغز پستاندار یا احساسی، جای احساسات و هیجاناته. مغز جدید یا منطقی )نئوکورتکس(، مغز سومه که وظیفش تحلیله و قدرت تصمیم گیری کمتر از مغز خزنده داره. این یعنی وقتی خواسته ات رو مشخص میکنی و براساس اون هدف یابی میکنی با مغز منطقیت میری جلو، اما زمانی که داری اقدام میکنی و کارهایی که برای رسیدن به اون هدفات نیازه رو انجام میدی، ممکنه شرایط جوری باشه که کنترل دست مغز خزندهات بیفته و چون مغز خزنده دنبال دایره امن میگرده احتمالا هدفتو بخاطرپاسخ ندادن به نیازات رها کنی.

برای همین گفتم بهترین کار اینه که اول نیازهاتو برطرف کنی اونم با بالاترین کیفیت ممکن، اونوقت میتونی در جهت خواسته هات کارایی بهتری داشته باشی. راه میانبری نداریم، ممکنه راهت درست یا غلط باشه اما وقتی تمرکز میکنی حتی اشتباهم باشه خیلی راحت میتونی برگردی به مسی رت.

ستون های اصلی هدف چیست؟

بریم سراغ ستونای اصلی هدف یعنی مواردی که تو رو سریعتر به هدفت میرسونه.

اولیش نوشتنه یعنی مشخص کنی دقیقا چی میخوای! شاید نوشتن هدفات یه روز طول بکشه اما سرعت رسیدنت رو چند برابر میکنه. انقدر راجع به هدفگذاری حرف زده شده که همه میگن لوس بازیه و تکراریه و میخندن و مسخره میکنن. شاید دلیلش هم این باشه که هی نوشتیم و فهرست بلند بالا درست کردیم و به دید خودمون تمرکز کردیم و نشده، دیگه خودمونم بدمون میاد دنبالش رو بگیریم و خودمون رو غرق کردیم توی روزمرگی های تکراریمون که هر چه پیش آید خوش آید و میگیم خب ما که به چیزی که نوشتیم نرسیدیم. لطفا یه بار درست و حسابی بشین و هدف یابی کن، یعنی دل و روده مواقعی که شکست خوردی رو در بیار و یه جوری خودتو زیر و رو کن که نتونی به قبلت برگردی. باید یه جوری بشی که بعد هر شکست بجای بیخیال شدن، این درس رو بگیری که چه کارایی میتونی انجام بدی که دوباره تکرار نشه.

تغییر به وضعیت برتر گام ششم هدف(قسمت دوم)
داشتن هدف به چه درد می خورد

جالبی قضیه اینه که اول هر سال همه یه هدفگذاری میکنیم ولی متاسفانه با تعطیلات و قرار گرفتن در جمع آدمهای دور و برمون، انگار همه چی رو از یاد میبریم و به اهدافی که خودمون برای خودمون گذاشتیم زیاد پایبند نیستیم و در نهایت میرسیم به اینکه نمیشه و نمیرسیم.

یه بار نشستیم و ببینیم شاید پایه هدفگذاریه مشکل داشته، یعنی نقطه انزجار برای خودمون پیدا نکردیم و فقط دنبال ایده آل هامون میگردیم.

دست آوردهای زندگی تو چیست؟

لطفا کاری که بهت میگیم رو به فردا ننداز، کار فردا هیچ ارزشی نداره. بشین و گذشته خودتو یه بررسی کن و هر چی دستاورد داشتی رو بسنج، چی بدست آوردی؟ چه اشتباهاتی کردی و چقد از چیزی که میخواستی دور شدی؟ بعد مشترکات بین همه دستاوردهاتو بنویس یعنی ببین چه کارهایی بین همشون مشترک بوده که تو رو به نتیجه رسونده و برای خودت یه فرمول درست کن.

قدم دوم اینه که بنویسی چی میخوای واسه سال آینده ات و واسه خودت چشم انداز درست کن تا بدونی از این جایی که هستی میخوای به چه نقطه ای برسی. وقتی مشخص کردی بشین و روی جزئیاتش فکر کن و با شناختی که از خودت داری، تصمیم بگیر که هر چند روز خودت رو تحلیل کنی و بدونی چقد از مسیر رو جلو اومدی.

توی مسیر رسیدن به هدف ما هم قبول داریم که روزهای سختی هست که حتی میتونه باعث از یاد رفتن تعهداتی که به خودت دادی بشه، ولی نقطه های انزجارت کمکت میکنن که از این روزها هم عبور کنی.

بعد از مکتوب کردن اهداف چه کار باید کرد؟

بعد از اینکه هدفاتو نوشتی اولین قدمی که به ذهنت میرسه رو بردار، اولین اقدام رو در راستای رسیدن به هدفت انجام بده. ایراد ما اینه که همیشه دوست داریم همه قدما مشخص باشن اما یادت باشه همیشه بعد از برداشتن قدم اول، قدم دوم درک میشه که چیه

سومین ستون پیگیری و سماجت تو در رسیدن به هدفته. وقتی خودت ثابت کنی که لیاقت داشتن اون هدفتو داری، دنیا هم اون هدف رو بهت میده و این کارو فقط با سماجت تو انجام میده. اگه در مسیر خسته شدی اشکال نداره اما هیچ وقت نامید نشو و ادامه بده و پشت به هدفت نکن. یه بچه واسه چیزی که میخواد با تمام وجودش میخواد و انقدر سماجت به خرج میده تا به خواسته اش برسه.

این سه تا ستون بهت میگه با هدفات زندگی کن، به همون سبکی که دوست داری. از هدفات مراقبت کن تا از مسیر زندگیای که برای خودت تعیین کردی منحرف نشی، یادت نره هر چیزی نیازبه مراقبت داره! کنار همه چیزایی که گفته شد باید بدونی هدفات نتیجه همه باورهاته و اگه هدفی رو مشخص کردی باید باور کنی که میتونی اونو داشته باشی.

اولین پاشنه آشیل همینه که ذهن منطقیت جلوت رو بگیره و نزاره پیشرفت کنی. جلوی ذهن قضاوتگرت رو بگیر و این جمله رو هر روز تکرار کن که من تا الان به شیوه خودم زندگی کردم و باورها و دیدگاه خودمو داشتم، میخوام هر چی تا الان قبول کردم بزارم کنار و هر چیزی که توی این دوره است رو پیاده کنم.

نقطه انزجار به چه معناست؟

لازم تیر هوایی است جدایی ز هدف / به مقامی نرسد هر که دلش هر جایی است

میگن قدرت هر هدف به اندازه نداشتن اون هدفه، یعنی نداشتنه که تو رو سمت خواسته ات حرکت میده. نداشتن ثروت، سلامتی یا حتی شغلی که به خاطر انجام دادن کارای تکراری ازش به پوچی رسیده باشی، همشون میشن انگیزاننده تو واسه ادامه مسیر. یادت باشه هر چی اختراع و کشف بوده توی همین شرایط بدست اومده، مکانیزم جهان اصلا همینه که از نداشتن به داشتن یه خواستهای میرسی. این خلا و نقطه انزجار باعث میشه حرکت کنی، پس هر موقع به مشکل خوردی و توی تضاد گیر کردی، واسه رسیدن به هدفات دوباره قدرت بگیر.

بازم تاکید میکنم هر موقع بیکار شدی بنویس. فقط و فقط و فقط از خواسته هات و اینکه چه بهایی حاضری واسه رسیدن بهشون بپردازی، تجسمشون کن و با خودت حرف بزن و بگو اگه همه هدفام عملی بشه چی میشه!! نگران اینکه چجوری میخواد اتفاقات خوب بیفته تا به خواسته هات برسی نباش، بی نهایت راه وجود داره و تو قطعا راه خودت رو برای خودت پیدا میکنی.

محمد ترکی
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *